پسر گل ماپسر گل ما، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره

مرد کوچک خونه محمد فرحان

روزت مبارک بابایی

امسال روز پدر تقریبا مصادف با تولد بابایی بخاطر همین سه تا تبریک بهش میگیم بابایی ،روز پدر، روز مرد و تولدت مبارک من و فرحان خیلی دوست داریمممممم ...
2 خرداد 1392

4 ماهگی پسرمون

  ٤ ماهگردت مبارک فرشته زندگی مامان و بابا قد ٦٧    وزن  ٢٠٠/٧  دور سر ٤٣ کارهای که انجام میدهد جیغ می زنه صدا های مختلف در میاره پاشو میزاره دهنش, اشیا پرت می کنه ,همه چیز و میزاره دهنش.  روروک و اسباب بازی های جدید خیلی  براش جذابه اینقدر بازی میکنی تا از خستگی غش کنی جاهای جدیدی که میری تا اشخاص جدید که می بینی برات جالب هستند و کنجکاو نگاه میکنی و در تاریخ 3/2/92 اولین غلت روکامل زد.با همکاری دستاش واکس چهار ماهگی ات رو هم زدیم تاشب خیلی تب نداشتی ولی از 10 شب تا صبح خیلی اذیت شدی بابای تند تند پاشویت میکرد و تفلکی صبح هم با خستگی سر کاررفت. دل نو...
14 ارديبهشت 1392

بهانه خلقت

سالروز مـیلاد خجسته فاطمه زهرا ( س ) سرور بانـوان جهان، عطای خداونــد سبــحان، کوثـر قرآن همتای امیر مومنان و الگـوی بی بـدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مــبارک باد … خـدایا بالاتر از بهشت هم داری..؟ برای زیر پای مــــــــادرم می خواهم.............. خدایاممنون به خاطر افتخار نام مادر که بر دوشم نهادی ...
11 ارديبهشت 1392

دو ماهگی

اینم عکس 2 ماهگی گل پسر ما با این خنده های قشنگش قوربونت بشم قد 60  وزن  400/5   ماهگردت مبارک عزیزم ...
27 فروردين 1392

سری دوم سفرهای نوروزی

بعد از چند روز استراحت و کمی دید و بازدید عید این بار به اتفاق عمه عطیه به شمال رفتیم. چند روز در فومن باغ بابا بزرگش بودیم و سیزده بدر به جاده تفریحی اسالم به خلخال رفتیم که خیلی قشنگ وسرد    مه آلود بود. شازده پسر ما هم تو ماشین همش خواب بود. وقتی هم بیدار میشد باد تو صورتش میخورد کلی داد میزد که چرا باد میاد؟ فدای شکلک های قشنگت بشم من الهییییییییییییی خوشگل مامان   فردا اون روز هم به مجتمع تفریحی زیبا کنار رفتیم که روز اول اینقدر پسرم پتو رو از خودش کنار زد و ورجه ورجه کرد که شب تب کرد. بمیرم براش قشنگ مامان تاصبح خیلی حالش بد بود. ساعت ٥ صبح رفتیم دکتر و دارو داد....
24 فروردين 1392

اولین عید فرحان کوچولوی ما

امسال اولین عید پسر کوچولوی ما بود خدا رو شکر پارسال من و بابا دوتایی عید و جشن گرفتیم و امسال شیرینی زندگیمون هم کنارمون سر سفره هفت سین حضور داشت وما سه نفره برای داشتن سالی خوب و پر برکت برای خانواده کوچیکمون دعا کردیم   سفرهای نوروزی ما سه روز مانده به عید آغاز شد البته به اتفاق خاله خانوم. فرحانم تو ماشین کامل خواب بود اولین جای دیدنی پسر کوچولوم آبشارزیبای نیاسر در نزدیکی کاشان بود هوا عالی آبشار عالی طبیعت عالی خلاصه همه چیز زیبا بود.   فرحان ما در نیاسر بعد از ملحق شدن دایی هم به ما به اصفهان رفتیم خیلی شلوغ بود بعد از کلی شلوغی رسیدیم به باغ پرندگان فرحان هم از دیدن اون همه پرنده می خواست ...
22 فروردين 1392

سلام مامان سلام بابا فرحان کوچولو اومد

در یک روز سردو برفی اواخر پاییز دنیا یک بار دیگه شاهد به گریه در آمدن یه فرشته کوچولوی دیگه شد.   فرشته ما آنقدر پر برکت بود که با اومدنش اولین برف سال شروع به باریدن گرفت و تهران سفیدپوش شد. آن روز توی بیمارستان لاله توسط خانم دکتر صافی تنها پسر بیمارستان متولد شد پرستار ها میگفتند خوشحالیم چون بعد از دو روز گل پسر ما بین 13 فرزند دختر تک پسر بیمارستان بود   آقا فرحان ما بعد از یک روز تحت مراقبت بودن از بیمارستان مرخص شد و خدا را شکر مشکل خاصی نداشت. پسر کوچولوی ما از همون بیمارستان شیطنت هاش رو آغاز کرد و شروع به دست و پا زدن کرد مثل همون زمانهای که توی شکم مامانش شب و روز ورجه ورجه ...
22 فروردين 1392

اولین بهار فرحان

امسال عید نوروز اولین عید پسرمه که کلی من وپدرش براش برنامه ریزی کردیم که ان شا له به همه خوش بگذره مخصوصا به شازده پسرم عید باستانی بر همه مبارک   ...
25 اسفند 1391

3ماهگی

سلام قند عسل مامان امروز ٣ ماهه شدی اینقدر شیرین شدی که به نظر مامان شیرین ترین پسر دنیایی عاشق خنده هاتم عاشق گریه هاو لوس بازیاتم .پسر شیطون مامان هر روز بزرگ تر میشه و هر روز کارهای جدیدی میکنه که مارو به وجد میاره  .فرحان کوچولوم  الان ٢٠٠/٦ وزنش و ٦٢ سانت قد داره   اینم فرحان و یک روز برفی   فرحان وقتی گریه می کند البته پشت سرش هم میخنده این هم شازده فرحان مامان ...
25 اسفند 1391